ترس از قضاوت

 

نتونستم متن رو بذارم! گفتم از قضاوت می ترسم!

آدما عوض میشن، اما گذشته ها نه. تنها محل امن گذشته تو ذهنمونه و بس. اونجایی که حریمش خداست و محرمش خودمون!

 

برای ظرف باور بعضیا پذیرش زمان حال خیلی بزرگه ولی راحت میتونه گذشته های آدما رو تو خودش جا بده!

داستان گذشته ی من داستان گذشته و حال خیلیاست! منتها اینجور داستانا یه راز مگو اند.

تصمیم میگیرم داستان دیگه ای بنویسم، از یه اتفاق معمولی که توش از "می ترسم بگویم" اثری نباشد.

/ 0 نظر / 9 بازدید