کمال گفتنی ها 1

 گفتم به من بگو چه از تو بگویم تا خلق را کفایت کند؟

فاتحه را نشانم داد! گویا این کمال گفتنی هاست...

 

1- بسم الله الرحمن الرحیم (=به نام خداوند بخشنده و بخشاینده)

 

همین یک جمله، جای بحث زیادی دارد! (مفسر نیستم، یک جوانم و احساسم را میگویم. درستی و غلطش را نمیدانم. اینجا فقط احساساتم را می نویسم؛ شاید شبیه احساس کسی باشد، شاید هم به هیچ حسی نماند.)

+ این کتاب بسته ای سخن است که با نام خودش شروع شده. بنابراین باید بویی دیگر داشته باشد، برکت از آن ببارد و رنگ و بوی دنیایی نداشته باشد (کپک نزند یا نپوسد!).

+ او خداست؛ یعنی کمال مطلق در دست یکی است! خودِ خودش. یعنی جز او نباید از کسی دیگر توقع درست بودن و کمال داشت مگر آنکه خود را در اختیار خدایش قرار داده!

+ نداشتن باور بخشندگی خدا، اشتباه بزرگ آنهایی ست که چون من حسادت می ورزند. او می بخشد به هر کسی که خدایی و بخشندگی اش را باور داشته باشد.

+ او می آمرزد و چشم پوشی می کند. آنقدر که حتی از خاطر خودمان هم می رود چه و که بوده ایم! با نام آنکه می بخشد و می آمرزد شروع شدن  یعنی آهای تو که در دلت لرزیدی که رویم نمی شود از بخشندگیت بخواهم؛ بدان اگر بخواهی من آمرزیدمت! پس بخوان که منتظرت هستم!

حیف است او باشد و من تنها بمانم، حیف است او بخواهد و من نخواهم.

خدایا مرا ببخش که هر روز تشتی از آلودگی بر توشه ی گناهم میریزم؛ می دانم تو می توانی و میخواهی پس خود نجاتم بده؛ جز تو کسی ندارم.

 

 

پس نویس:

- یه چیزی به اسم توبه نصوح به عنوان اصطلاح بین ما رایجه! میخواستم بگم تا همین امروز معنیش رو نمی فهمیدم... معنیش 2-3 سال خوب بودن نیست، معنیش یه عمر پاک موندنه، یه عُـــــمـــــــــــر... (به عمق مطلب توجه کنید، یک عمر مقابل نفس ایستادن، شوخی نیست!)

- امروز رفتم پیش اونی که نماد رضایت خداست، خیلی گناه رو دوشم دارم، فقط از خدا خواستم که کمکم کنه؛ من در مقابل نفسِ بدم، هیچ قدرتی حس نمی کنم! تورو خدا برام دعا کنین...

- امروز سرخ جگری ، نارنجی کم حال و سبز روشن بود.

/ 6 نظر / 9 بازدید
محمد

نماد رضایت خدا؟؟؟؟؟؟؟ همیشه اعتراف بوی گند دنیا میداده و میده. و غرووووووووووووووووووووور نگو مستقیم با اعتراف ربط داره

سامورایی

نارنجی کم حال [خنثی] سلام روزهایت پر از لحظه‌های زیبا و قشنگ باشه

من او

وای الهه چه خوب گفتی :(

من او

احساست را تو قسمت قبل از پس نویس[رویا][پلک][فرشته]

m

[گل]