دارم میخندم!

با وجود غم یهویی دیشب بلافاصله تا رفتم تو رخت خواب، خوابم برد! امروزم تا 11:38 خواب بودم تپل! (نماز صبحم قضا شد بازم گریه ) دوباره با مامان بابا کلی گفتم و خندیدم! گفته بودم بعد گریه هام میخندم ... اصلا اثری ازش نیست ... غم دیشبو میگم ... یهویی اومد و یهویی خدا پرپرش کرد .... عین همیشه خدا هوامو داره ... فکر کنم حالا میفهمم چرا اون دوستم بهم می گفت دختر ساعتی!

 

پس نویس:

گاهی آسون ترین و کوتاه ترین راه برای رسیدن به خودش غمه ... منتهی اون غمی که به خودش بفروشیمش چون دیگه اثری ازشون رو دلمون نمیمونه وگرنه غم هایی که منتظر خریدار دیگه ای براشون هستیم تا ابد تو دلمون جا میکنن و حتی ما رو ازش دور میکنن.

/ 0 نظر / 8 بازدید