آدما از نظر من اینجورین!

داشتم با خودم فکر میکردم که آدما بیشتر چجورین... این ها نظر شخصی خودمه. فقط خواستم یادداشت کنم که چندسال بعد برگردم بخونم و ببینم چقدر دیدم عوض شده. شما هم اگه چیزی به ذهنتون رسید بم بگین.

به نظرم چند دسته مرد و زن داریم...

آقایون:

1 مردایی که فقط جنس نر هستن بدون هیچ شباهت واقعی به کلمه ی مرد و بار مسئولیت پشتش. زندگی با این مردا شیرجه زدن تو جهنمه. فرزندانی که در این خونواده هستن، در معرض رفتار های پرخطر و بیماری های جسمی و روانی قرار میگیرن . پسران و خصوصا دختران این خانواده ها ممکنه در سنین خیلی پایین روی به ارتباط با جنس مخالف و مصرف دخانیات و مشروبات بیارن. از طرفی این ازدواج برای زنان هم حس سرخوردگی عاطفی داشته و خیانت پیش بینی میشه.

2 مردایی که علاوه بر نر بودن، مرد واقعی در کار و اجتماع به حساب میان؛ اما تو خونه چه برای همسر، چه فرزنداشون فقط یه جنس نر و گاهی دستگاه خودپرداز خونوادگی اند. زندگی با این مردا فقط واسه خانومای پول پرست توصیه میشه و برای اکثریت خانوما بیشتر شبیه اسارت میمونه. فرزندای این خونواده بیشتر دچار انزجار از خانواده و مشکلات با زمینه ی عاطفی (خصوصا در دختران) میشن. پسران این خانواده تمایلی به کسب کار نداشته و تا سالهای سال از ازدواج و مسئولیت فراری می شوند.

* نگران نباشین با همین لحن برای خانوما هم نوشتم!

3 مردایی که ویژگی های نوع 2 رو دارن منتهی تو خونه یه پدر واقعی هم هستن اما بویی از همسر بودن نبردن! به عنوان یه پدر شدیدا حامی، مهربون و ازخودگذشته ان... تو این زندگی اکثرا مادرا مستبد و تلخ با بچه ها برخورد میکنن و بچه ها با دوگانگی شخصیتی تا ابد درگیر مشکلات میشن این زندگی برای زن و مرد تلخ و برای بچه ها هم جنبه ی مفیدی نداره. بچه ها با این دوگانگی ها تا ابد زندگی میکنن، دختران این خانواده تمایل به ازدواج با مردان سن بالا را داشته و پسران این خاناده از ازدواج گریزان می شوند.

4 مردایی که برعکس گروه 3 همسرهایی نمونه اما پدرایی فوق العاده افتضاح هستن... زندگی با این مردها حتی به همسرشون هم حس خوبی نمیده چون نیمی از وجود هر زنی بچه هاشه. تو این زندگی اکثرا یا بچه هایی خودساخته بار میان (بیشتر از قشر پسر چون حمایت عاطفی مادر رو داره) یا بچه هایی افسرده و خدای نکرده با رفتارهای پرخطر. (بیشتر فرار دختران از این قشر خونواده هاست)

5 مردایی که علاوه بر ویژگی مردای گروه 3 به معنای واقعی همسر و حامی زنشون هم هستن ، این گروه واقعا کمیابن،اما هستن. بچه های این گروه بدون وابستگی به اینکه مادرشون از چه کروهی باشه میتونن بهترین قشر فرزندای جامعه رو تشکیل بدن.  چون عشق یک مرد به همسرش برای تغییر و بهبود اخلاق اون دارای انرژی ای حتی بیشتر از حد نیازه .این گروه خصوصا دختران موفقی به جامعه تحویل می دهند.

حالا                                            خانوما:

1 زن هایی که فقط جنس ماده هستن، بدون کوچک ترین شباهتی به لطافت و وقار یک زن. این جور زن ها زندگی با شما رو تا وقتی که میتونین از لحاظ مالی تامینشون کنین ترجیح میدن. اگر توقع شون از توانتون بالاتر بره، به راحتی جفت دیگه و پولدار تری انتخاب میکنن! این زن ها اکثرا با مردای گروه 2 زندگی میکنن و شاید مشکلات جفتشون باعث بشه اخلاق بد هر دو طرف بیشتر بشه. این ازدواج ها اکثرا با خیانت دو طرف و اعتیاد یک یا هردو طرف به مواد مخدر یا الکل و... ادامه پیدا میکنه تا از حد تحملشون اونقدر بگذره که به صورت توافقی از هم جدا شن. زندگی با این زن ها از جهنم اون طرف تره.

2 زن هایی که فقط یه نیروی کار هستن. از نظر این زن ها احساسات هم یه نوع کاره و اگه براش پولی داده نشه بهتره خرج هم نشه.این زن ها اگه شاغل نباشن دچار مشکل وسواس -چه فکری چه عملی (پاکیزگی و چیدمان)- میشن. این زن ها اونقدر کار دارن که نمیرسن به بچه ها و همسرشون محبت کنن. بچه هایی که همچین مادری دارن بیشتر از تمام بچه ها خشن میشن. این خشم و عصبانیتشون منجر به افسرگی، انزوا طلبی، فرار و خدای نکرده رفتار پرخطر میشه. این زن ها علاقه ای به ازدواج هم ندارن و اکثرا مجبور به پذیرشش شدن. اونها تمام تلاششون رو میکنن تا بیشتر از همسرشون به چشم بیان. این زن ها میتونن مردشون رو با افت اعتماد به نفس و مشکلات پشت سرش مواجه کنن! اکثرا این زن ها مردهای نوع  1رو انتخاب میکنن چون تنها اینها هستند که متوجه بی احساس مردهای نوع 1 نمیشن!

3 زن های بسوز و بساز تنها به بهونه ی بچه ها! این زن ها تمام وجودشون رو به بچه ها شون گره می زنن و مثل یه شمع، خودشون رو می سوزونن. این زن ها هیچ وقت همسرشون رو درک نمی کنند؛ چون اون رو رقیبی در مسابقه محبت کردن به عشق اول خود یعنی فرزنداشون می دونن. اونها برای به دست آوردن تملک قلب فرزندان خود به آب و آتیش می زنن. آنها از جدایی ای که با دستای خودشون میسازن هم می ترسن. همسراشون رو دشمن می دونن و تا آخر عمر به پای این دشمن میسوزن تا به بچه هاشون انگ بچه ی طلاق و بی آبرویی وارد نشه. تلخی این زندگی به کام مرد خونواده باعث دوری اون از خونه و تمایل به ازدواج مجددش می شه. اکثر مردایی که با این زن ها ازدواج میکنن، ناخواسته شبیه مردای گروه 4 می شن. چون به دنبال کسب مهر همسرشون ان، از فرزندانشون کدورت به دل میگیرن. مسیر انتخاب شده ی مردا کاملا اشتباهه. این برخورد مردا حالت دفاعی زن ها رو شدید تر میکنه و همه چیز سخت تر و بدتر می شه. به مرور زمان، مردا از رقابت دست میکشن و مهری که طالبشن رو یا با زنی دیگه پر میکنن یا سراغ مصرف الکل،مواد مخدر و... میرن و یا شبیه دوران مجردی اش (بی مسئولیت) برای خودشون زندگی می کنن. تو این خونواده ها اکثرا مسئولیت خرج خونه هم به عهده ی مادرا می افته. این مادرا بخیلی زود پیر می شن و اکثرا درگیر یک بیماری لاعلاج هستن. متاسفانه اکثر زنان و مادران در این گروه قرار دارند.

4 این دسته از زنان فوق العاده همسر دوستن و بچه هاشون (بخصوص دخترا) رو به چشم دزد عشقشون میبینن. اون ها شاید تا آخر عمر توقعات دوران نامزدیشون رو حفظ کنن! این مساله از عهده ی مردا بر نمی یاد. این زن ها اگه با مردای گروه 3 ازدواج کنن اونقدر اثر منفی رو بچه ها را می ذارن که بعد از جدایی پدر و مادر بچه ها هیچ وقت حدس با مادر بودن هم به ذهنشون خطور نمی کنه. این زن ها برای سرکوب عشق همسرشون به فرزنداشون، بچه ها رو از پدرشون می ترسونن. بیشتر مردا تو عکس العمل این برخورد زن ها-خصوصا اگه بچه ها زیر 4 سال باشن-، نقش مردای گروه 3 رو میپذیرن تا از فرزنداشون حمایت عاطفی کنن. این امر، مساله رو بدتر می کنه و هر دو طرف هر روز به جدایی نزدیک تر می شن. اکثرا این پدر و مادر قبل از رسیدن کودک به سن 5 سالگی از هم جدا می شن. البته آمار این دسته از زنان و مادران بسیار کمه.

5 زنان فوق العاده ای که هم لطافت زنانشون رو حفظ کرن هم مادر و همسر به تمام معنایی هستن. زندگی با این زن ها تمام تیپ های مردا و می تونه تغییر بده؛ چون محبت بی دلیل و خالص یه زن تمام چیزیه که یه مرد دنبالشه. مردا تا وقتی از جانب زنشون تکمیل باشن هیچ چیزی نمیتونه وفاداری توی دلشون رو ضعیف کنه. این مادرا فرزندایی از هر لحاظ نمونه بار می یارن خصوصا از لحاظ درک عاطفی! بچه های این خونواده ها بیشتر به شغل های احساسی مثل نویسندگی و کارگردانی تمایل دارن. خصوصا پسرای موفقی از دامن این مادرا به جامعه می یان.

به نظرم اگه خودمون کامل باشیم، میتونیم زندگی خوب و کاملی برای خودمون، همسرمون و بچه هامون بسازیم. کاش بتونم تو زندگی مشترکم جزو زن های گروه 5 باشم!

/ 2 نظر / 8 بازدید
م ا ه ی

مرسی برای وقتت و کامنت خوبت... ممنونم ازت... کامنت کامل و دارم هنوز.. اگه خواستی برات پستش کنم